صدراصدرا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره

مسافر کوچولو

شبیه سازی

تازگی ها یکی از سرگرمی هات اینه که توی ماشین یا خیابون ماشین ها رو نگاه می کنی و ماشین هایی رو که همرنگ و هم مدل ماشین خودمون هستند رو شناسایی می کنی و بعد هم گزارش می کنی: مامان/بابا اون ماشین شبیه ماشین ماست. دیروز هم این کار رو کردی ولی گزارشت کامل تر بود: بابا اون ماشین شبیه ماشین ماست اما اون ماشین (اشاره به یه ماشین دیگه) شبیه ماشین ما نیست. ...
3 آبان 1390

سری اعداد اول

بابا: صدرا بابا رو چقدر دوست داری؟ صدرا: سه تا بابا: صدرا مامان رو چقدر دوست داری؟ صدرا: پنج تا بابا: مامان و بابا رو با هم چقدر دوست داری؟ صدرا: هفت تا    توضیح غیر ضروری: اعداد اول در ریاضیات اعدادی هستند که تنها بر خودشان و یک قابل تقسیم هستند. 
3 آبان 1390

دیالوگ منطقی بچه گانه با طعم زورگویی

صدرا توی اتاق خواب داره بازی می کنه بابا می ره کامپیوتر رو که توی یه اتاق دیگه س روشن می کنه. صدرا: بابا کامپیوتر رو روشن نکننننننننننننننن! بابا: باباجون کار دارم. صدرا: بابا کار نداشته باش. خاموش کن بابا: پس من چی کار کنم صدرا: بیا بازی کنیم.
16 مهر 1390

جیم چِ حِ خِ دال زال رِ زِ ژ شین سین صاد ضاد

سین و شین رو توی کلماتی که این دو حرف را با هم دارن جا به جا می گی. مثلا دیروز به من می گفتی: بابا داری شسوار می زنی. بعضی دیگر از کلماتی که اینجوری می گی عبارتند از: سشتی؟ یعنی شستی؟ نسشتم یعتی نشستم ....  
5 مهر 1390

یوازده

در مورد شمارش اعداد پیشرفت جدیدی حاصل نشده. مثل چند ماه پیش تا عدد هفت رو خوب می شمری و بعد از اون دیگه پردازشگرت قاطی می کنه و اعداد رو پس و پیش می شمره. یه عدد جدید هم به مجموعه اعداد اضافه کردی: یوازده این عدد رو از ترکیب یازده و دوازده با هم اختراع کردی
17 شهريور 1390

موشها و آدم ها

صدرا در حال بازی با عروسکاش. بابا در حال کار با کامپیوتر صدرا: بابایی ساکت! موشا خوابیدن   صبح یه روز پنج شنبه: بابا: صدرا بیا بریم برای صبحونه پنیر بخریم. صدرا: برای موشی هم پنیر بخریم. آخه موشا پنیر دوست دارن.  
17 شهريور 1390

گل سیب زمینی

بابا دستش رو می کشه رو سر صدرا و می گه:  نازی نازی گل پیازی صدرا هم دستش رو می کشه رو موهای بابا و می گه: نازی نازی گل سیب زمینی!   ...
17 شهريور 1390

بابا برام چایی دم کن

امروز صبح با صدای صدرا از خواب بیدار شدم: بابا پاشو برام چایی دم کن. گذشته از این که صدرا در حالت نیمه خواب و بیداری این جمله رو گفت، این که چقدر دقت کرد فعل درستی رو برای بیان منظورش استفاده کنه برام جالب بود. در مورد مهارت های کلامی تو در سن دو سال و دو ماه و دو روزگی باید بگم که به نظر من در این سن و سال، کلمات رو خیلی درست ادا می کنی. می تونی جمله های کامل و درستی از نظر دستوری بگی و حتی جمله های چند قسمتی و وابسته به هم رو می سازی و می گی. در استفاده از کلمات دقت خیلی خوبی داری و سعی می کنی کلمات درست رو برای بیان منظورت استفاده کنی. از ادات استفهام چیه، کجا، کِی، کی رو بلدی و مدام استفاده می کنی. در مورد چرا هنوز خیل...
19 مرداد 1390

مشاعره

به شعر خیلی علاقه داری. چند روز پیش توی خونه داشتی دور سر خودت می چرخیدی و شعرهایی که بلد بودی رو  می خوندی. بعد از این که یک دور همه شعرها رو خوندی یه نگاهی به من کردی و گفتی: حالا چی بخونم؟ و منظورت این بود که دیگه چه شعرهایی رو بخونم. از شعرهای کودکانه معروف هاش رو بلدی: عمو زنجیر باف، آهویی دارم خوشگله، بارون می آد جر جر، تو حوض خونه ی ما، یه توپ دارم فل قلیه، گنجشکک اشی مشی. تاب تاب عباسی، اتل متل توتوله و یک شعر که توی مهد یاد گرفتی؛ بهاران که می شه پرنده های زیبا می سازن لونشون رو، رو شاخه درختا .... اینها رو گفتم که جریان مشاعره خودم رو با صدرا بنویسم: بابا: گنجشکک اشی مشی    لب بوم ما نشین   &n...
11 مرداد 1390