صدراصدرا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

مسافر کوچولو

همبازی

لوکیشن: مهمونی خونه پسر عموی بابا   صدرا (سه سال و پنج ماهه): نوید مشقاتو بنویس هر وقت تموم شد بیا با هم بازی کنیم. نوید: باشه توضیح: نوید نوزده ساله، یک متر و هشتاد و پنج سانتی متر قد و حدود 140 کیلو وزن دارد. دانشجوی ترم دوم معماری است و مشق ش هم تهیه پرسپکتیو از تصویر موزه هنرهای معاصر تهران بود.   مرسی اعتماد به نفس صدرا خان    نوشته شده توسط بابای صدرا ...
17 آبان 1391

دنياي حيوانات

صدرا جون علاقه زيادي به جانور شناسي داره و الان در مرحله شناخت حيوانات از باب اهلي و وحشي بودنشون. با ديدن- نمايش دريا توي تلوزيون مي پرسه: مامان "هشت پا"  اهليه يا وحشي؟                                              -  مامان، مامان : صداي "اسب آبي" چيه؟   و در اينجاست كه شركت در يك دوره كلاس تقويتي جانور شناسي - براي همه مامان باباها، اجباريست.
7 آبان 1391

پيش بيني هوا

امروز 18 مهرماه 91 ديروز موقع برگشتن از مهد كودك، برگهاي زرد پائيزي نظر صدرا جون رو خيلي جلب كرده بود. صدرا جون: مامان الان پائيزه و  امروز برگ درختها ريخته ، فردا برف مياد ماماني: نه مامان پائيز بيشتر بارون مياد، زمستون برف مياد صدرا جون: خب باشه، فردا بارون بياد، پس فردا برف . جالبه علي رغم اينكه از اول پائيز هوا همچنان گرم بوده و باروني هم نباريده، الان  باد شديد مي وزه و احتمالاً بارون بياد دل نگرون برف فردام  
19 مهر 1391

چپ کوک خوان

بعضی روزها خیلی بدجنس می شی و انگار که از دنده چپ بلند شده باشی از صبح تا غروب حرفایی می زنی که من یا مامان رو از کوره به در کنی.    (یکی از روزهای سه سال و چهار ماهگی، به نقل از مامان) صدرا: مامان تو که تو دلت افتخارت بزرگ شدن منه،                   من نمی خوام بزرگ شم.   و البته می شه قیافه بدجنس تو رو تصور کرد وقتی که داشتی اینجوری سر به سر مامانت می گذاشتی.    توضیح: در دنیای آواز به جنس صدای زیر، چپ کوک گفته می شود و به خوانندگانی که صداهای زیر دارند، چپ کوک خوان. خدا بیامرز ایرج بسطامی هم یکی از مشهورترین چپ کوک خوان های موسیقی آوازی ایران بود.&nbs...
18 مهر 1391

موخفقیت

صدرا و بابا در میانه گپی در مورد فواید تحصیل و درس و مدرسه و این هم اظهار نظر شما:   صدرا: بابا من می خوام درس بخوم، موخفق بشم. (خیلی تلاش کردی که کلمه موفق رو درست بگی ولی آخرش اینجوری گفتی)   بابا: خیلی خوبه که تو می خوای موفق بشی پسرم.   نوشته شده توسط بابای صدرا ...
18 مهر 1391

پليس: شغل مورد علاقه كودكان

صدرا جون، شغلها رو بر اساس نوع كاري كه انجام ميگيره ميشناسه، مثلاً به فروشنده ميگه: فروش كار- آشپز: آشپزكار ديشب به من ميگه: مامان من نمي خوام دكتر كار بشم.  مامان من مي خوام اگه بزرگ شدم ، راننده ماشين پليس بشم تا راننده هايي كه با سرعت مي رن جريمه كنم.      الهي من فداي پسر  قانونمندم بشم.
4 مهر 1391

مرغ عشق

چند روز پيش خاله ناهيد(دوست مامان) دو تا مرغ عشق خيلي زيبا به صدرا هديه داد كه يكيشون آبي و ديگري سبزه. صدراجون مرغ عشق هاش رو خيلي دوست داره و بخاطر اونها حتي بهتر غذا مي خوره و رفتارهاش بهتر شده، هر روز باهاشون حرف مي زنه و كلي قربون صدقشون ميره. لازم بذكره كه صدرا قبل از اينكه ما پرنده ها رو بخونمون بياريم به خاله ناهيدش تلفني مي گفت: خاله اگه ميخواي بهم پرنده بدي ، مرغ عشق  نده - جوجه عشق بده، من جوجه هارو بيشتر دوست دارم.
27 شهريور 1391

صدرا

زمان: شهریور نود و یک، عصر، وقت برگشتن از مهد مکان: تهران، حیاط خونه عکاس: مامان جون سن: سه سال و سه ماه ...
27 شهريور 1391

فولاد

(آخر شب، صحبت دو نفری صدرا و بابا) صدرا: بابا می شه فولاد با بستنی بخری که خیلی خوشمزه س. صدرا (انگار که خودش متوجه شده باشه که کلمه رو درست نمی گه یا شاید هم از نگاه و قیافه متعجب من  متوجه شده باشه): بابا به اون کرم های دراز سفید که تو بستنیه چی می گن؟ بابا:  بابا: فالوده   صدرا: آره. بستنی با فولاده بخر بخوریم. بابا:  ...
23 شهريور 1391