شهريور، ماه مسافرت
صدرا جون اوايل شهريور بمناسبت تعطيلات عيد فطر، يه هفته خونه مامان ناهيد و بابا بزرگ خوش گذروند و بعد از سه روز تهران موندن، پنج روز ديگه خونه مادرجون و آقا جون خوش بود. براي همين هم حسابي هوايي شده و هر شب از ما ميپرسه: مامان فردا تعطيليم؟ من مهد نميرم ها.! اما يه مساله اي در مورد مهمونيها و مسافرتها وجود داره و اونم اينه كه: يا بايد فردي رو از خانواده ميزبان با خودمون بخونه بياريم ( معصومه، نوه خاله بابا - زهرا خواهر زاده مامان) و يا اسباب بازي بچه هاي ميزبان رو (توپ و پ... امير). يعني يه چيزي تو مايه هاي گلاب نادر: همه ميخوريم هم ميبريم.
نویسنده :
بابا و مامان
15:36



